پیشاپیش هفته وحدت گرامی باد...
2. وحدت از دیدگاه حضرت امام(ره) دارای ابعاد مختلف فقهی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی است و علاوه بر آن از تنوع موضوعی نیز برخوردار است، در یک طبقهبندی اجمالی موضوعات زیر را میتوان در آثار و گفتار ایشان پیرامون وحدت مورد بررسی قرار داد:
الف – وحدت فرق اسلامی
ب – وحدت مستضعفین جهان
ج – وحدت اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی
و – وحدت حوزه و دانشگاه
ه - وحدت دولت و ملت
ز – وحدت اجزا و عناصر دولت و حکومت اسلامی، مثل وحدت ارتشی و سپاهی، وحدت مسئولین و مدیران با کارمندان و مجریان امور
در این گفتار ما تنها به بررسی « وحدت فرق اسلامی،» با نگرشی اجتماعی، از دیدگاه امام خمینی(ره) میپردازیم بدیهی است که بررسی جامع تمامی این ابعاد و موضوعات مجالی فراختر از این مقاله را میطلبد.
3. مجموعه تلاشهای حضرت امام خمینی قدسسره شریف در راه تحقق اتحاد مسلمین را در ابعاد نظری و عملی میتوان تحت عناوین زیر دنبال نمود:
الف – نفی فرقهگرایی دینی
ب – فتاوی فقهی حضرت امام(ره) در جهت تحقق وحدت .
ج – پیامهای روشنگرانه او به مسلمین در
دعوت به اتحاد.
د – تاسیس حکومت اسلامی
هـ - اجتناب ایشان از هرگونه رفتار یا گفتار تفرقهافکنانه در طول حیاتشان.
تذکر این نکته شایسته است که دو تصویر از زندگی و افکار حضرت امام به نحوی زیبا و شگفتانگیز با یکدیگر ترکیب شدهاند و بررسی هر موضوعی در منظر ایشان را باید با ملاحظه هماهنگ و مرتبط این دو تصویر باشد: دانشمند و سیاستمدار.
نفی و فرقهگرایی دینی
«یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دستهای از مسلمانان سنی، یک دسته حنفی و دستهای حنبلی و دستهای اخباری هستند. اصولاً طرح این معنا از اول درست نبود. در یک جامعهای که همه میخواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم، منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید، شدید حنفی، یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر حضرت صادق را عمل کردند اینها شدند شیعه. اینها دلیل اختلاف نیست»
در این گفتار اختلاف موجود میان فرق اسلامی بعنوان تفاوت آراء و فتاوی میان مراجع و پیشوایان یک دین واحد تلقی شده و هیچیک از وجوه افتراق میان تشیع و تسنن را بعنوان «دلیل اختلاف» برای یک مرجع و فقیه قابل قبول نمیداند. در ادامه همین گفتار با توجه دادن وجوه مشترک مسلمین، اختلافها و تفاوتهای میان فرق اسلام را به نازلترین حد خود تقلید میدهد.
«ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم و...» پس با استناد به وجوه اشتراک چون دین مشترک، کتابآسمانی مشترک، پیامبر واحد و اعتقاد به خدای یگانه، این امکان برای جامعه اسلمی فراهم میشود که اختلافها را ناشی از تفاوت آراء بین علماء دین شناخته و اگر چنین تفاوتهایی بتوانند دلیل اختلاف جدایی مذاهب تلقی شوند، مذاهب بسیاری میتوان در کنار فرق موجود اسلام نهاد، چنانکه دول استعماری نیز در این جهت از هیچ کوششی دریغ نداشتهاند.
در کلامی دیگر فرقهگرایی را مخالف با دستور قرآن کریم دانسته و مروج آنرا خارج از دایره اسلام میشناسد: «امروز روزی است که همه به دستور اسلام، به دستور قرآن کریم با هم متحد باشند، تنازع نکنند. اگر تنازع با هم بکنند، بر هر شیوهای باشد، به حسب قرآن کریم ممنوع است این تنازع و اگر تنازع بکنند غش میآورد و رنگ و بوی انسان را و ملت را از بین میبرد. این دستور خدای کریم است. اینهائی که دارند کوشش میکنند تفرقه بیندازند و تنازع ایجاد کنند و معذلک ادعای اسلام میکنند، اینها آن اسلامی را که قرآن کتاب اوست، آن اسلامی را که کعبه قبله اوست آن اسلام را نیافتهاند و به آن اسلام نیاوردهاند. آنهائی ایمان به اسلام آوردهاند که قرآن را، و محتوای قرآن را قبول دارند، محتوای قرآن که میفرماید که «مؤمنون اخوه» هستند، برادر هستند با هم، برادری هر چه اقتضا میکند اینها باید انجام دهند.»
حضرت امام(ره) تأکید قابل توجهی به «حیثیت برادری» کل مسلمین داشتند و در برابر تز «فرقهگرایی» «فرهنگ برادری» را مطرح مینمایند. چنین فرهنگی ریشه در یک اصل و ایه قرآنی دارد و ترویج سنت برادری که بعد از انقلاب اسلامی در بین مردم ایران که یکدیگر را برادر و خواهر خطاب میکردند، یک اصل اعتقادی است. اما تحلیل حضرت امام از این سنت فراتر از یک نوع ادب رفتاری و اخلاقی میان مسلمین است. «انما المؤمنون اخوة» یک اصل سیاسی و یک سیاست فرهنگی عمیق است.
«ما باید بیدار باشیم و بدانیم که این حکم الهی که فرموده است «انما المؤمنون اخوة» برادر هستند اینها هیچ حیثیتی جز برادری با هم ندارند و مکلفند که مثل برادر با هم رفتار کنند، این یک حکم سیاسی است، که اگر ملتهای مسلم که تقریباً یک میلیارد جمعیت هستند، اینها برادر با هم باشند و به برادری با هم رفتار کنند، هیچ آسیبی بر اینها واقع نمیشود و هیچ یک از ابرقدرتها قدرت اینکه تجاوز به آنها بکنند ندارند. برادرها باید متوجه این معنا باشید»
تأکید و توجه حضرت امام به مفهوم «حیثیت برادری» به عنوان «یک حکم سیاسی» رفتار برادرانه و به عنوان یک «الگوی فرهنگی» در تمامی گفتارهای او پیرامون وحدت مشهود است. تفاوت میان دو لفظ «آقا» یا «خانم» با «برادر» یا «خواهر» بسیار فراتر از یک تفاوت ساده لفظی که ریشه در دو زبان فارسی و عربی دارد میباشد، سخن از «فرهنگ برادری» است.
«قرآن میفرماید که «المومنون انما المؤمنون اخوة» و غیره از برادری پیش مؤمنین چیزی نیست، منحصر برادرند نه غیر برادر، هیچی نیستند الا برادری. این هیچ نیست الا برادری، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را، انسجام پیدا میکنیم. همه مؤمنین را، همه مؤمنین را قرآن میخواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشد در بین، اگر همه مؤمنین در قطرهای اسلامی، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند، قابل آسیب دیگر نیست. اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان، یک میلیارد جمعیت مسلمان که معالاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون. اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم سر نهاده باشند، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که «انما المؤمنون اخوة» برادرند اینها، اگر این برادری در همه جا بود، اگر این برادری در تمام قشرهای ملتها بود، این گرفتاریها برای ما پیدا نمیشد.»
حضرت امام نه تنها در برابر فرقهگرایی دینی، تز برادری را مطرح میساختند، بلکه در برابر تفرقهافکنیهای نژادی، زبانی و قومی نیز بر وحدت اعتقادی مبتنی بر فرهنگ برادری پافشاری میکردند.
«علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولتها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرتهای بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند، در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید و نیز ملتها را دعوت بهوحدت کنند و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است، بپرهیزند و با برادران ایمانی خود در هر کشوری با هر نژادی که هستند، دست برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده و اگر این برادری ایمانی با همت دولتها و ملتها و با تایید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل میدهند.»
مرزهای جغرافیایی و فاصلههای مکانی نیز در سایه مفهوم «حیثیت برادری» و «فرهنگ برادری» نمیتوانند مانع از اتحاد مسلمین و تقرب آنها به یکدیگر شود. مسلمین باید «برادری» را سرمایه وحدت تلقی نموده و به حکم وظیفه و تکلیف الهی بدین برادری جامه عمل پوشند.
«... و من امیدوارم که همه ملتهای اسلامی، گمان نکنند این ملتهای اسلامی که ما در یک گوشهای هستیم و آنها در گوشه دیگر، قرآن همه شما را «برادر» خوانده است، قرآن عقد اخوت بین همه شما، آن کسانی که در آخر نقطه عالم هست و مسلم است و مؤمن است با آن کسی که در اول نقطه عالم هست و بین مشرق و مغرب با آنها جدائی هست، اینها جدائی از هم ندارند و همه باهم برادرند و باید به حکم اسلامی همه با هم برادری کنند... و مؤمنین در هر جا که هستد برادر باشند و به برادری رفتار کنند...»
و این معنای برادری را حضرت امام(ره) برای همه مسلمین و همه ادیان و اقلیتهای در ایران صحیح میدانند و در آغاز گفتار فوق میفرمایند: «... من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران، چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع و تمامی کسانی که در این ملت هستند از اقلیتهای مذهبی همه با هم مجتمع باشند و همه مثل برادر
با هم رفتار کنند...»
تبلیغ فرهنگ برادری و تکرار مستمر مفهوم اخوت دینی توسط حضرت امام را نباید تنها یک موعظه تلقی کرد، بلکه یکی از مبانی اصلی تفکر ایشان در نفی هر گونه پیوندهای کاذب چون رنگ، نژاد، قوم، سرزمین، خون و دیگر تعصبهای جاهلی است.
وحدت معقول
اولین پرسشی که فرا روی یک نظریهپرداز پیرامون « وحدت » میتوان نهاد اینست که چگونه وحدتی را مراد و منظور میتوان کرد. ایا مقصود از اتحاد «وحدت مطلق» است یعنی آنکه شیعه سنی شود و یا سنی شیعه؟ یا آنکه «وحدت تاکتیکی و مصلحتی» است یعنی بنابر مقتضیات و شرایط اجتماعی و سیاسی روز باید در برابر دشمن مشترک و یا حادثهای خاص با یکدگر متحد شد؟ و یا آنکه وحدت براساس حفظ منافع مشترک و ویژگیهای خاصه همه گروهها و «وحدتی معقول» است؟
حضرت امام(ره) به هیچ روی «وحدت مطلق» میان مذاهب اسلام را منظور نداشتند و وجود تفاوتها و اختلاف آراء را «حق طبیعی» همه دانسته و به رسمیت میشناختند.
«ما عازم هستیم که تمام سلطهها را نابود سازیم و شما هم کوشش کنید که ملتها را با «حق» همراه کنید و آنچه مهم است این است که شما در مذهب خود و ما در مذهب خودمان اخلاص را حفظ و به خدای تبارک و تعالی اعتماد داشته باشیم تا عنایت او شامل حال ما باشد و ما را از تحت این سلطه خارج سازد»
این توجه به حق در حقیقت رهنمودی به همه فرق اسلامی است تا دشمنان اسلام نتوانند با سلاح «مذهب علیه مذهب» یکدیگر را به نزاع با هم بکشانند. در جاهای دیگر نیز حضرت امام بر این مسئله حق تاکید میورزند:
«لکن شرط عمده پایداری درباره حق است. باید پایدار باشیم در حق خودمان، اینطور نباشد که باطل در باطل خودش مجتمع باشد و ما در حق خودمان متفرق. ما که مدعی این هستیم که اهل حق هستیم، مسلمانها که اهل حق هستند، قرآن کتاب آنهاست، کعبه قبله آنهاست، کسانی که به اسلام ایمان آوردهاند و به حق ایمان آوردهاند باید در این حق خودشان مجتمع باشند و نگذارند این باطلها که باطل خودشان میخواهند مجتمع بشوند، آنها پیروز شوند...»
شق دیگر وحدت ، وحدت تاکتیکی است. یعنی آنکه چون در خطر افتادهایم از راه اجتماع و اتحاد، خطر را از خود دور کنیم. نوعی مصلحتاندیشی، اما با آنکه اقتضای حال مسلمین ضرورت وحدترا بیشتر میسازد و امام(ره) نیز بر آن وقوف تام داشتند، ولی هرگز به تنها دلیل مقتضیات روز دعوت به وحدت نمینمودند.
«مسلمین به حسب دستور خدای تبارک و تعالی «یده واحده» نه دوتا دست «ید واحده علی من سواهم» همه مثل اینکه یک دستیم، باز دو دست هم نفرموده است برای اینکه دو دست هم ممکن است این از این طرف برود، این از آن طرف، دست واحد همهشان مثل دست واحد باشد»
اما بیماری تفرقه که موجب تضعیف مسلمین در برابر دشمنان آنان شده است، همیشه بعنوان یکی از علل مهم علیه کفار بر مسلمین و عقبماندگی آنان، از سوی حضرت امام هشدار و تذکر داده میشد و توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جهان اسلام که وحدت و انسجام همه جانبه مسلمین را میطلبد، از ارکان اندیشه سیاست جهانی ایشان بود.
«ما سالهای طولانی است که دنبال این هستیم که مسلمین را با هم همقدم و هم کلام و مجتمع کنیم برای اینکه تمام گرفتاریهائی که مسلمین دارند و به دست قدرتهای اجنبی، آنهائی که میخواهند از بلاد مسلمین بهرگیری کنند، آنهائی که میخواهند ذخائر مسلمین را ببرند، آنهائی که میخواهند دولتهای اسلامی را در زیر یوغ سلطنت خودشان قرار بدهند اینها کوشش کردهاند خودشان و عمالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند... مسلمین باید ید واحده بر ماسوایشان باشند و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم»
امروز صهیونیزم جهانی دشمن مشترک و آشکار همه مسلمین است و چون «غدهای سرطانی» قصد توسعهطلبی در دیگر سرزمینهای اسلامی را دارد. بیشک برای مبارزه و دفاع و حفظ کیان امت اسلاموحدت همه قوای اسلامی در تمام سرزمینها امری است واجب، اما چنین اتحادی به معنای فلسفه وحدت در جامعه اسلامی شناخته نمیشود، بلکه یکی از کارکردها و آثار وحدت توانمند کردن هرچه بیشتر ملتها مسلمان است. حضرت امام(ره) بارها به آثار و کارکردهای وحدت و بالاخص در حال حاضر در برابر دشمن مشترک جهان اسلام اشاره مینمودند.
«... آنچه که بر سر مسلمین آمده است، از این قدرتهای بزرگ است و آنچه که باید این مشکلات را حل بکند وحدت کلمه مسلمین است. این مسلمین که باید همه دولتهایشان و ملتهایشان دست بدست هم بدهند و مهاجمین به اسلام را، صهیونیسم را که مهاجم به اسلام و دشمن سرسخت اسلام است و در صدد این است که یکی بعد از دیگری کشورهایی را از شماها بگیرد... و تا اتحاد بین همه مسلمین نشود، این گرفتاریهای هست.»
حال تصور کنیم که روزی جهان اسلام با خطری مواجه نباشد و دشمنی در کمین ننشیند، ایا باز هم وحدت ضرورتی خواهد داشت؟ ایا اگر امروز اسرائیل غاصب نبود بازهم حضرت امام ازوحدت سخن میگفتند؟
«... و امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به ملت قهرمان ایران سلامت بدهد و هفته وحدت را واقعاً وحدت درست کنند، نه این که فقط ما هفته وحدت میگیریم، ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز، همیشه، قرآن کریم که به ما دستور داده و به مسلمین دستوروحدت داده، برای یکسال و ده سال و صدسال نیست، برای سرتاسر عالم است در سراسر تاریخ و مامحتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق بکنیم...
بنابراین حضرت اماموحدت جاودانه و ابدیتوحدت را منظور دارند، نه وحدت مقطعی و تاکتیکی، نگرش ایشان بهوحدت بصورت ابزارگونه نیست بلکه اتحاد و توحید یک هدف اعتقادی و سیاسی بسیار عمیق و ژرف است.
با توجه به آنچه که گفتیم مبانی و ویژگیهای اجتماعی و سیاسی نگرشهای حضرت امام(ره) پیرامون وحدت کم و بیش آشکار گردید، اما اگر توجهات اخلاقی و عرفانی ایشان در باب وحدت، که مکمل آراء اوست را در نظر نیاوریم فهم کاملی از اندیشه او بدست ندادهایم، بویژه آنکه اندیشههای اخلاقی و عرفانی حضرت امام جدای از نظریات سیاسیشان
نیست. در کتاب چهل حدیث ایشان میخوانیم:
«یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیاء عظام – سلاماللهعلیهم – که علاوه بر آن خود مقصود مستقل است، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تامّ در تشکیل مدینه فاضله میباشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در مهامّ امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ارباب تعدّی است، که مستلزم فساد بنیالانسان و خراب مدینه فاضله است. و این مقصد بزرگ که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحّاد هم و الفت و اخوّت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنیآدم تشکیل یک شخص دهند، و جمعیت به منزله یک شخص باشد، و افراد به منزله اعضاء و اجزاء آن باشد، و تمام کوششها و سعیها، حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهمّ عظیم عقلی که صلاح جمعیت و فرد است، چرخ زند.»
اکنون میتوانیم عناصر و ویژگیهای نظریه حضرت امام خمینی قدسسره شریف را اینگونه فهرست کنیم:
1- پایهوحدت ،وحدت اعتقادی – دینی است، نه رنگ پوست، نژاد، زبان، مرز جغرافیائی، منافع اقتصادی، مصلحت اجتماعی و یا هر چیز دیگری.
2-وحدت یک هدف و مقصود مستقل است که همه پیامبران الهی در پی تحقق آن بودهاند و اکنون نیز در راستای همان هدف مقدس انبیاء برای تحقق ،وحدت جامعه اسلامی میبایست کوشش کند
3- فرهنگ برادری که مبتنی بر عقد اخوتی است که خداوند بین مسلمین وضع نموده، جوهره و جلوه وحدت اعتقادی – دینی است که حافظ و تقویت کننده اتحاد مسلمین میباشد.
4- وحدت تمام فرق اسلامی بر پایه قرار دادن و پذیرش متن کلی دین اسلام برای اعتقاد همه جوامع مسلمان.
5- وحدت میان مسلمانان به معنای نزدیک شدن فرقهها و مذاهب اسلامی به یکدیگر با حفظ کیان و ماهیت آنها و حفظ اصول مشترک و آزاد گذاشتن و معذور داشتن هر مذهبی در فروع خاصه آن و عدم نزاع و درگیری فرقهها با یکدیگر.
6- معیار همه فرقههای اسلامی «حق» و پایداری در «حق» است. ما به حکم آنکه مسلمان هستیم و اهل قرآن، اهل حق میباشیم.
7- هرچند مصلحت امروز جامعه اسلامی ضرورت اتحاد مسلمین را در برابر دشمن مشترک آشکارتر ساخته است، ولی وحدت فرق اسلامی،وحدتی تاکتیکی و عارضی نیست بلکه وحدتی همیشگی است.
8- بلحاظ اجتماعی میتوانیم به نظریه حضرت امام دربارهوحدت عنوان « وحدت معقول» را دهیم، زیرا چنین اتحادی هم امری است ممکن و هم متناسب با عقاید دینی، منافع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همه ملتهای مسلمان.
فتاوی حضرت امام در راه تحقق وحدت
حضرت امام به عنوان بزرگترین فقیه عصر خود و مرجع اعظم شیعیان علاوه بر تاکیدات و توجهات خاصی که در گفتارها و پیامهای خویش پیرامونوحدت ارائه مینمودند، در رساله عملیه و فتاوی فقهی خویش نیز نهایت دقت و تلاش خود را در راه تحقق عملی اتحاد مسلمین مبذول میداشتند.
نمونههایی از این فتاوی را زیر میآوریم:
1- در کتاب الرسائل در قسمت اجتهاد و تقلید یکی از مقدمات اجتهاد را بررسی فتاوی و اخبار اهل سنت میدانند و این روش اجتهاد تطبیقی همیشه در میان مجتهدین شیعه معمول بوده است.
2- در رساله تقیه که در شعبان 1373هـ. ق نوشتهاند تقیه را در شیعه وسیلهای برای حفظ وحدتو پرهیز از اختلاف دانسته مینویسد: تقیه بر دو نوع است: تقیه اضطراری، و این بدان معنی است که هرگاه اظهار دین واقعی موجب زیان جانی، آبرویی و مالی یا ضرر به برادران و یا بیم اختلاف کلمه مسلمین گردد باید آنرا پنهان نگه داشت. تقیه مداراتی: که آنچه مطلوب است وحدت کلمه مسلمین با محبت و دوستی و مدارا با اهل سنت است بدون اینکه ترس و بیمی در کار باشد. تقیه مداراتی که نسبت به آن ترغیب شده و عبادات با آن محبوبترین و با فضیلتترین عبادات است اختصاص به تقیه با اهل سنت دارد. شاید از آن جهت که صلاح حال مسلمانان با وحدت کلمه و عدم تفرق و پراکندگی جماعات آنان است تا اینکه میان سایر ملل ذلیل و خوار نشوند و تحت سلطه کفار و سیطره آنان قرار نگیرند.
3- امام خمینی(ره) در شوال 99 بر اساس تقیه مداراتی فتوای زیر را برای حجاج ایرانی صادر کردند: الف – اگر اول ماه ذیحجه نزد علمای اهل سنت ثابت شد و حکم کردند. اول ماه باید حجاج شیعه از آنها تبعیت کنند و روزی را که سایر مسلمین به عرفات میروند آنها نیز بروند و حج آنها صحیح است. ب– خارج شدن از مسجدالحرام یا مسجد مدینه به هنگام شروع نماز جماعت جایز نیست و بر شیعیان واجب است که با آنان مانند آنان وضو بگیرد و دست بسته نماز بخواند و پیشانی بر فرش بگذارد، نمازش صحیح است و اعاده ندارد. د– در مسجدالحرام و مسجد رسولالله مهر گذاشتن و سجده کردن بر آن حرام است و نماز اشکال پیدا میکند.
4- گفتن اشهد ان علی ولیالله جزو اذان و اقامه نیست و در جائیکه خلاف تقیه است گفتن آن حرام است و نباید بگوید.
پیامهای روشنگرانه حضرت امام در راه تحقق اتحاد مسلمین
یکی از مهمترین بخشهای تلاشهای روشنفکرانه و روشنگرانه حضرت امام(ره) و هشدارهایی مدام به ملتهای مسلمان و دولت اسلامی و عالمان دین و نویسندگان کشورهای اسلامی در جهت آگاهی بخشی آنان از توطئههای دشمن در نفاقافکنی و از هم گسیختگی امت اسلامی که موجب ضعف و ناتوانی آنها شده است، میباشد.
تعداد و حجم این پیامها بیش از آنست که بتوان تمامی آنها را در اینجا ذکر نمود، اما ویژگیهای خاص این پیامها را میتوان چنین توصیف نمود:
1- شیوایی و بلاغت تمام، همراه با روحی حماسی و عاطفی تا بتواند دم گرمش بر آهن سرد دولتها و ملتهای اسلامی خفته اثر کند.
2- مخاطبین این پیامها عبارت بودند از: الف– دولتها و حکام ملل اسلامی، حضرت امام نقش و اهمیت بسیاری برای دولتها در جهت تحقق وحدت مسلمین قائل بودند و مجاری کشورهای استعماری در راه تفرقهافکنی را هم در همین دولتها میبیند. ب– روشنفکران، نویسندگان، علما، وعاظ و روحانیون، هم نقش آنان در آگاهی دادن به تودههای مردم برای رسیدن به وحدت و پرهیز از تفرقه و هم آگاهی و هشدار دادن به سران دولت و سیاستمداران ملل مسلمان، را مدام به این گروهها گوشزد میکند. ج– تودههای مردم و ملتهای مسلمان در سراسر جهان.
3- محتوای اصلی این پیامها آشنا کردن مسلمانان با توطئههای دشمنان خارجی و عوامل داخلی وابسته به آنان در تفرقهافکنی میان مسلمین و همچنین تذکر به نقش و اهمیت وحدت کلمه در راه نیل به اهداف الهی و انسانی کسب پیروزی و غلبه بر دشمنان خارجی است.
4- این پیامها از آغاز نهضت اسلامی تا پایان عمر شریفشان به طور مستمر به مناسبتهای مختلف عنوان میشدند و البته ممکن است در مقاطعی خاص از شدت و حجم بیشتری برخوردار باشند، ولی از تذکرهای دائمی ایشان توجه کردن به وحدت
مسلمین است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سالهای آغازین نهضت توجه حضرت امام(ره) به وحدت کلمه بعنوان رمز پیروزی و الگو قرار دادن ایران اسلامی برای ملتهای مسلمان دیگر در بند در مبارزه با حکام خود کامه با استفاده از همین رمز نکات قابل توجه است. در زیر نمونههایی از این پیامها را میخوانیم:
«ایا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که با اینهمه سرمایههای انسانی و مادی و معنوی با داشتن چنین مکتب مترقی و پشتوانه الهی تن به سلطه قدرتمندان مستکبر و دزدان دریائی و زمینی قرن بدهند؟ ایا وقت آن نرسیده است که هواهای نفسانیه را کنار گذاشته و با یکدیگر دست مودت و اخوت داد. و دشمنان بشریت را از صحنه خارج و به حیات ننگین ستمبارشان خاتمه دهند؟ ایا وقت آن نرسیده است که ملت مبارز و غیور فلسطین، بازیهای سیاسی مدعیان مبارزه با اسرائیل را شدیداً محکوم نموده و با سلاح گرم، سینه اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین را بشکافند؟ ایا مسلمانان جوابی در مقابل خداوند عظیم که آنان را به اعتصام بحبلالله نموده و از تفرقه نزاع نهی فرموده است دارند؟»
«هان ای مسلمانان قدرتمند به خود ایید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید و اختلافات فرقهای و منطقهای را که به دست قدرتهای جهانخوار و عمال فاسد آنها برای غارت شما و پایمال کردن شرف انسانی و اسلامی شما بار آمده، به حکم خدای تعالی و قرآن مجید به دور افکنید و تفرقهافکنان از قبیل آخوندهای جیرهخوار و ملیگرایان بیخبر از اسلام و مصالح مسلمین را از خود برانید که ضرر اینان بر اسلام از ضرر جهانخواران کمتر نیست...»
«علما و دانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران اسلام بزرگ یکدل و یکجهت در راه نجات بشریت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیت حلیهباز و توطئهگر که با دسیسهها و جنجالها سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گستردهاند بپا خیزند و با بیان و قلم و عمل خود خوف و هراس کاذبی را که بر مظلومان سایه افکنده است بزدایند و این کتابهایی را که اخیراً با دست استعمار که از آستین کثیف این بردگان شیطان منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین میزنند نابود کند و ریشه خلاف که سرچشمه همه گرفتاری مظلومان و مسلمانان است را برکند و یکدل و یکسو بر این رسانههای گروهی که در بیشتر ساعات شب و روز به فتنهانگیزی و نفاقافکنی و دروغپردازی و شایعهسازی عمر خود را میگذرانند پرخاش کنند و...»
«مسلمین اگر چنانچه با هم اتفاق پیدا بکنند و وحدت کلمه پیدا بکنند، نه قضیه قدس پیش میاید و نه قضایای افغانستان پیش میاید و نه قضایائی که برای مسلمین در جاهای دیگر پیش آمد و پیش میاید، پیش میاید.»
- ۹۳/۱۰/۱۲
- ۷۴۹ نمایش